الشيخ البهائي العاملي
917
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
هريك از مرد جوان آزاد بالغ عاقلى است كه زن مدخولهء بهعقد [ 1 ] صحيح يا ملك داشته باشد و هرصبح و شام او را رسيدن به آن زن ممكن باشد ، و همچنين حدّ هريك از زن جوان آزاد بالغ عاقلى است كه شوهر داشته باشد و زنا كند . و بعضى [ 2 ] از مجتهدين گفتهاند كه : در اين صورت جمع [ 3 ] ميانهء صد تازيانه و سنگسار بايد كرد « 1 » . و اگر يكى از مرد يا زن ، شوهر يا زن داشته باشد اين حدّ تعلّق به او دارد و آن ديگرى حدّ ديگر دارد ، چنانچه مذكور خواهد شد . و همچنين است حدّ زنى كه شوهر داشته باشد و ديوانهاى با او دخول كند . قسم دوم : جمع ميانهء حدّ تازيانه زدن و سنگسار كردن ، و آن حدّ دو قوم است : اوّل : حدّ مرد پير آزاد بالغ عاقلىاستكه زن مدخوله بهعقد صحيح يا ملك داشته باشد ، و زن پير اجنبيّه كه شوهر داشته باشد و زنا كند ، پس در اين صورت ابتدا به تازيانه بايد نمود آنگاه سنگسار بايد كرد ، و اگر يكى از ايشان بهطريق مذكور باشد آن حدّ تعلّق به او دارد . دوم [ 4 ] : حدّ مردى كه در ميان پايهاى مردى ديگر منى خود را بريزد و زن داشته باشد . [ 5 ] و در اينها فرقى نيست ميانهء بنده و آزاد ، و مسلمان و كافر محض و غيرمحض . قسم سوم : صد تازيانه است ، و آن حدّ هفت قوم است : اوّل : حدّ مرد [ 6 ] و زن آزادى كه زن و شوهر نداشته باشند و زنا كنند . دوم : حدّ زن آزادى كه عقد واقع شده
--> [ 1 ] - يعنى عقد دوام نه متعه . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) [ 2 ] قول اين بعض اقوى است . ( نخجوانى ، يزدى ) [ 3 ] قول به جمع خالى از قوّت نيست . ( تويسركانى ) [ 4 ] در ثبوت رجم در دوم تأمّل است . ( تويسركانى ) [ 5 ] بنابر قول بعضى از علماء و اظهر در حدّ لواطه كه دخول نكرده باشد صد تازيانه است فقط ، چه زن داشته باشد چه نداشته باشد ، مگر آنكه فاعل كافر باشد و مفعول مسلم كه در اين صورت فاعل را مىكشند ، هر چند دخول نكرده باشد . ( دهكردى ، يزدى ) [ 6 ] و مرد را سرش بتراشند و او را يك سال به غربت فرستند . ( يزدى ) ( 1 ) شيخ صدوق ، مقنع : 428 . شيخ مفيد ، مقنعه : 775 . ابن ادريس ، سرائر 3 : 438 و 439 . محقّق ، مختصر نافع : 215 . علّامهء حلّى ، قواعد 3 : 527 .